X
تبلیغات
رایتل



به نام هستی بخش بخشنده

 

 

سلام به همه ی دوستان عزیزم ، دلتون واسم تنگ شده بود !!! ((نظرتون راجع به قالب جدید داستان یک خواب چیه ؟ خوشگله نه!!! هر هفته قالب وبلاگو عوض می کنم ... خوشحال شدین.؟!!!!!!!!!!!!!))

ببخشید مدتی تنهاتون گذاشتم ، ولی ...خب... آق نیا جای خالی ما رو پر کرده بود << پس در نتیجه فکر نکنم دلتنگ شده باشید>>

 

امروز می خوام از همیشه رمانتیک تر باشم

آخه امروز یه روزه خاصه... .........

امروز روزیه که سرور من _نیا_ پنجره ی چشماش رو تازه باز کرده ... آخی...تپلی...

 

منم که بهترین دوستم رو هیچ وقت فراموش نمی کنم ...تصمیم گرفتم با این که حالم زیاد خوش نبود بیام یه تبریک جانانه به نیای عزیزم بگم .

 

 

 

می دونید.. من و نیا نزدیک 7 ساله که با هم رفیقیم. دوستی ما برای همه تابلو شده . من و نیا عاشق هم هستیم .

 

وقتی 7 سال پیش تازه مدرسمو عوض کرده بودم .تا نیا رو دیدم ازش خوشم اومد ، اون کم حرف ترین بچه ی کلاس بود (( 20 _ 30 تا پشه تو دهنش نفله شده بود ))

 

خلاصه من هر چی پر حرف و ... بودم اون سر به زیر و کم حرف بود . تا این که با هم دیگه دوست شدیم . یه سالی روش کار کردم تا اونم آوردم تو خط ......

 

آییییییییییییییییییییییییییی  ، یادش بخیر ..از اون به بعد سر کلاسا دو نفر همیشه اعصاب همه رو خرد می کردن و اون من و نیا بودیم (( اینقده که حرف می زدیم )).

 

 

سال ها گذشتن و من ونیا هر روز بیشتر از دیروز به هم انس می گرفتیم تا این که این کنکور (( ببخشید)) لعنتی ما رو از هم جدا کرد (( داره اشکم در میاد)).

 

این طور شد که راهمون جدا شد . ولی هیچ کس نمیتونه دلامونو از هم جدا کنه.

 

 

و امروز روزه تولد نیاست (( قربونش برم الهی)) می خوام بهش بگم که چقدر دوستش دارم و این که چقدر از خدا ممنونم که نیا رو آفرید . چون سیا بدون نیا معنا پیدا نمی کنه .

 

امیدوارم خداوند همون طور که به سیا یه نیا داد به همه ی بنده هاش دوستی مثل نیا بده .

 

 

نیای من تولدت مبارک  امیدوارم هر روزت شادتر

و هیجان انگیز تر از دیروزت باشه .

 

 

 

 

 

کوچیک همه ی شما (( سیا ))

داستان یک خواب



تاریخ : جمعه 7 مرداد‌ماه سال 1384 | 04:01 ب.ظ | نویسنده : سیاوش (صاحب اسب سیاه) | نظرات (2)
.: Weblog Themes By VatanSkin :.